نزیستن

  |فرشاد نوروزی   با به تعلیق در آوردن امر والا، آنچه انسان را به زیستن وا می دارد فهم ناپذیری و عدم پذیرش «نبودن» است. در پس هر پیشرفت بزرگ در تاریخ بشری پرسشی بنیادین وجود دارد؛ «برای چه زیستن و برای چه پیشرفت کردن». انسان مرعوبانه خلائی را در هر گام به سوی




بازگشت به خانه

Die Heimkehr | هاینریش هاینه برگردان از آلمانی : فرشاد نوروزی   دلا غمان بیهوده مخور، چه چاره که مقدور جز قضای تو نیست، هیچ غم مخور که آن نوبهار کو جهان نو کند، یغمای زمستانگه نزد تو بازرساند.   زان رفته ات به غم منشین، که هنوز چو بنگری جهان زیبا بینی. دلا حالی




تنها شده

    Vereinsamt| تنها شده |فردریش نیچه  |برگردان از زبان آلمانی: فرشاد نوروزی کلاغ ها بانگ سردادند و بر فراز شهر بال بگشودند: که برف در راه است. خوشا آنی که اکنون خانه ای دارد.   کنون به قامت سکوت ایستاده ای، پریشان! به پشت سر نگاه دوخته ای، آه که شمار گذشته از کف برده ای!




لوکاچ متاخر و مکتب بوداپست

لوکاچ متاخر و مکتب بوداپست[i] آندره توسل شروین طاهری،فرشاد نوروزی تقریبا از انتهای دهه ۱۹۷۰ به بعد، مارکسیسم به عنوان کانون ارجاع آشکار در مباحثات اصلی روشنفکرانه و اجتماعی باقی مانده. این دوران از هنگامی که کمونیسم روشنفکرانه بدعت‌های عظیمی در مارکسیسم ایجاد کرد آغاز شده بود. این اندیشه‌ها از دهه ۱۹۳۰ به بعد شکل




یک زن

Ein Weib Heinrich Heine | هاینریش هاینه |برگردان از آلمانی به فارسی: فرشاد نوروزی   هر دو عاشقانه دل در گرو هم داشتند، زن شیاد بود و مرد سارق. وقتی مرد دزدی و خلافی مرتکب می شد، زن مستانه خود را به بستر می انداخت و خنده سر می داد.   روزها به لذت و




ترجمه شعری از هاینریش هاینه: من به بهشت باور ندارم

هاینریش هاینه Ich glaub nicht an den Himmel برگردان از زبان آلمانی: فرشاد نوروزی من به بهشت موعود کشیشان مقدس نما باور ندارم من فقط به چشمان تو مؤمن هستم، که نور آسمانی ام هستند.   من به خداوندگاری که کشیشان مقدس نما از آن سخن می گویند، باور ندارم من فقط به قلب تو